بیت کوین اندازه اقتصاد بلوک و گاوین آندرسن

این مقاله بر اساس نظر نویسنده است ، که لزوماً با پیشنهاد افزایش اندازه بلوک مخالف نیست ، بلکه دلیل اقتصادی اخیر برای توجیه آن استفاده شده است.

گاوین آندرسن پیشنهاد می کند حداکثر اندازه بلوک بیت کوین افزایش بی نهایت داشته باشد

بنیاد بیت کویندر چند روز گذشته ، بحث هایی در مورد بیت کوین جامعه در مورد امکان افزایش حداکثر محدودیت اندازه بلوک بیت کوین 1 مگابایت ، که در پروتکل کدگذاری شده است. این بحث هفته گذشته ، در تاریخ 6 اکتبر 2014 ، زمانی آغاز شد که گاوین آندرسن – دانشمند ارشد کامپیوتر در بنیاد بیت کوینیک پست منتشر کرد در وبلاگ رسمی بنیاد. در این پست ، آندرسن گفت که ، برای مقیاس پذیری شبکه بیت کوین به اندازه کافی انعطاف پذیر برای حجم معاملات بالقوه آینده ، محدودیت حداکثر اندازه بلوک هر ساله باید 50 درصد افزایش یابد.

از گاوین آندرسن در پست خود در وبلاگ رسمی بنیاد:

من فکر می کنم حداکثر اندازه بلوک باید به همین دلیل افزایش یابد و مجازیت 21 میلیون سکه هرگز نباید افزایش یابد: زیرا به مردم گفته شد که سیستم برای انجام بسیاری از معاملات مقیاس بندی می کند ، همانطور که به آنها گفته شد که فقط 21 میلیون بیت کوین باشد.

انجمن بیت کوین پاسخ می دهد ، گاوین آتش سوزی می کند

گاوین آندرسنهنگامی که این پست وبلاگ در سراسر جامعه شروع به گردش کرد ، چند نفر در مخالفت با ایده افزایش خودسرانه محدودیت اندازه بلوک بیت کوین ظاهر شدند. مخالفت آنها بیشتر از نقطه نظر اقتصادی بود. اگر محدودیت اندازه بلوک بیت کوین به طور منظم 50٪ افزایش یابد ، تا جایی که اساساً محدودیتی وجود ندارد ، دیگر فضای کمیابی وجود نخواهد داشت که در آن معاملات انجام شود و هزینه های معامله به طور بالقوه به زیر یک سطح سودآور کاهش یابد. اگر هزینه ها به زیر یک سطح سودآور کاهش یابد ، معدن کاران ماشین های خود را خاموش می کنند تا ضررهای خود را متوقف کنند شبکه بیت کوین فرو می ریزد.

آندرسن به سمت کسانی که احتمال هزینه های معامله بسیار کاهش یافته را مورد توجه قرار دادند ، شلیک کرد. در 16 اکتبر 2014 ، آندرسن پست دیگری را با عنوان عنوان در وبلاگ بنیاد منتشر کرد “اقتصاد را مسدود می کند.” در این پست ، آندرسن این نگرانی ها را نه با اصطلاحات اصطلاحات فنی رایانه ، بلکه با اقتصاد برطرف کرد. گاوین در پاسخ مختصر خود گفت:

استدلال برای عدم اجازه خودسرانه بلوک های بزرگ: برای ایجاد کمبود مصنوعی حداکثر اندازه بلوک لازم است تا هزینه معاملات به صفر نرسد و استخراج کنندگان بدون درآمد باقی بمانند و منجر به عدم استخراج و مرگ شبکه شود..

با این حال ، تئوری اقتصادی می گوید که در یک بازار رقابتی ، عرضه ، تقاضا و قیمت تعادلی پیدا می کنند که در آن قیمت برابر است با هزینه حداکثر برای تأمین کنندگان به اضافه برخی از درآمد خالص (زیرا تأمین کنندگان همیشه می توانند کاری را انجام دهند که با سود بیشتری باشد با زمان خود یا پول) . . بنابراین بدون محدودیت مصنوعی برای تأمین کالا (مانند حداکثر اندازه بلوک) ، هزینه های معامله به حداکثر هزینه معدنچیان کاهش می یابد. . . اما صفر نیست.

نظریه اقتصادی نادرست گاوین می تواند تأثیر واقعی بر بیت کوین داشته باشد

همانطور که می بینیم ، استدلال متقابل آندرسن در مورد این ادعا که اندازه دلخواه بزرگ بیت کوین باعث جبران هزینه های معامله به زیر سطح سودآوری می شود ، ساده است: پایین آمدن هزینه ها غیر ممکن است زیرا قیمت های مصرف کننده با توجه به قیمت تولید تعیین می شود. با این حال ، تنها مشکلی که با استدلال متقابل گاوین وجود دارد این است که نظریه اقتصادی مورد استفاده وی فوق العاده دارای نقص است و بارها توسط اقتصاددانان مختلف باطل شده است. این نقص به گاوین این امکان را می داد که چنین تصوری کند استخراج کنندگان بیت کوین همیشه بازده سرمایه گذاری های خود را دریافت می کنند ، زیرا قیمت خدمات آنها – در این مورد ، تایید کننده معاملات – هرگز کمتر از هزینه های تولید نخواهد بود.

این نظریه تعیین قیمت ها از یک تئوری ارزش ناشی می شود که به عنوان تئوری ارزش شناخته می شود هزینه تئوری تولید ارزش. این نظریه بسیار سرراست است ، ارزش یک کالا از هزینه تولید آن ناشی می شود. از آنجا که قیمت ها صرفاً یک ارزش پولی است ، از این نظریه ارزش می توانیم به راحتی نتیجه بگیریم که قیمت ها توسط قیمت عوامل تولید تعیین می شوند ، دقیقاً نتیجه ای که گاوین به آن رسیده است.نمودار عرضه و تقاضا با این حال ، قیمت ها در واقع توسط هزینه های تولید تعیین نمی شوند.

در واقعیت ، عکس این درست است؛ هزینه های تولید با قیمت هایی که کالاهای مصرفی می توانند در بازار بگیرند تعیین می شود. برای بازگرداندن آن در متن نظریه ارزش: ارزش کالا از درون فرد ناشی می شود ، ذهنی است و فاکتور تولید از ارزش کالایی که می تواند تولید کند ناشی می شود. به زبان ساده, همه ارزش از ذهن افراد نشأت می گیرد.

به نظر می رسد برای تاجر یا شخصی که فقط یک شرکت را مشاهده می کند قیمت آنها با توجه به هزینه های آنها تعیین می شود ، اما این درست نیست ، زیرا تاجر هرگز وظیفه تهیه این کالا یا خدمات را بر عهده نگرفته است ، در نتیجه این هزینه ها را پرداخت می کند هزینه ها ، اگر او انتظار نداشته باشد که درآمدی دریافت کند که بیش از حد هزینه تولید (از آنجایی که مرد تجارت به دنبال سود است ، او به درآمد حاصل از آن رضایت نمی دهد) برابر به هزینه ها) اگر او فکر می کرد که مصرف کنندگان در بازار حاضر به پرداخت هزینه ای نیستند که هزینه های تولید را بپردازد و سپس مقداری ، پس تاجر هرگز آن محصول را برای شروع تولید نمی کرد.

در نتیجه ، اگر مصرف کنندگان آن محصول را با آن قیمت خاص نمی خواستند و تاجر از پرداخت آن هزینه های تولید دست می کشید ، در نتیجه کاهش تقاضا ، قیمت عوامل تولید پایین می آید! همان طور که ما می توانیم ببینیم, همه قیمت ها از ارزشی است که کالای خاص یا خدماتی به مصرف کننده ارائه می دهد.

بنابراین ، کاملاً ممکن است هزینه های معامله به زیر یک سطح سودآور برسد ، در این صورت معدنچیان کلاه های خود را آویزان می کنند و ماشین های خود را خاموش می کنند. مطمئن, استخراج کنندگان بیت کوین می توانند از هزینه های تولید و حاشیه سود مورد نظر خود برای محاسبه حداقل قیمتی که مایل به شارژ هستند استفاده کنند ، اما این بدان معنا نیست که مردم در واقع آن قیمت را پرداخت می کنند.

این فرض از طرف آندرسن مبنی بر اینکه مردم به طور خودکار آن قیمت ها را پرداخت می کنند ناشی از برخورد مکانیکی اقتصاد است. آندرسن تقاضا را ثابت نگه داشت ، با این فرض که بازیگران در شبکه بیت کوین برای تأیید معامله خود هر قیمتی را پرداخت می کنند ، و نتیجه گرفت که “مکانیسم های” خاصی از بازار از بی سود بودن معدنچیان جلوگیری می کند. اما بازار مکانیکی نیست ، زیرا انسان ماشین نیست. هیچ ثابت و تعادلی وجود ندارد.

در اقتصاد ، از این موارد برای ساده سازی نظری موقعیت های دنیای واقعی به منظور درک بهتر آن شرایط استفاده می شود ، اما باید همیشه بخاطر داشت که این ثابت های نظری در واقع در دنیای واقعی وجود ندارند. برای تکرار ، ممکن است هزینه های معامله به زیر سطح مشخصی کاهش یابد ، و اگر عرضه بیش از تقاضا باشد ، این هزینه ها کاهش می یابد. حتی اگر استخراج کنندگان از پایین آوردن هزینه های خود خودداری کنند و ثابت نگه داشتن آن را انتخاب کنند ، مردم دیگر از شبکه بیت کوین استفاده نمی کنند و استخراج کنندگان بی سود می شوند و به هر حال تعطیل می شوند.

آنچه باید در مورد اندازه بلوک بیت کوین انجام شود?

avalon3همانطور که گفته شد ، بازار یک محدودیت “طبیعی” در اندازه بلوک بیت کوین تعیین خواهد کرد ، حتی اگر حد سخت رمز شده حذف شود ، زیرا استخراج کنندگان فقط بلوک هایی به اندازه کافی کوچک تولید می کنند تا اطمینان حاصل شود که هزینه های معامله به اندازه کافی بالا است تا سود کسب کنند..

با این حال ، این حد “طبیعی” به این معنی است که هنوز هم وجود دارد حد در مورد تعداد معاملات قابل پردازش در شبکه در مدت زمان معینی ، در نتیجه هدف اصلی افزایش اندازه بلوک بیت کوین را تسهیل می کند تا حجم بالاتری از تراکنش را تسهیل کند. ظاهراً آندرسن این نکته را تأیید کرد و به دلیل استناد به آن ، اعتراف کرد این مقاله در بخش مرجع پست وبلاگ او.

با توجه به این واقعیت ، در مورد محدودیت سخت اندازه بلوک بیت کوین چه باید کرد؟ اگر حد 1 مگابایت در جای خود باقی بماند و تقاضای تأیید معامله بیش از میزان تأییدهای احتمالی ارائه شده توسط آن حد باشد ، هزینه ها افزایش می یابد و حجم معاملات کاهش می یابد. از طرف دیگر ، اگر پیشنهاد آندرسن اجرا شود و حداکثر اندازه بلاک بیت کوین هر سال 50 درصد افزایش یابد ، یکی از سه مورد ممکن است اتفاق بیفتد:

اولاً ، اگر افزایش 50 درصدی برای پاسخگویی به تقاضای تأیید معامله کافی نباشد ، هزینه های ماینر افزایش می یابد و متناسب با آن حجم معاملات کاهش می یابد.

ثانیا ، اگر این افزایش بیش از مقدار لازم برای تأمین تقاضای تأیید باشد ، بازار حد طبیعی بلوک بیت کوین “طبیعی” خود را تعیین می کند ، زیرا معدنچیان فقط بلوک هایی را به اندازه کافی کوچک برای اطمینان از سودآوری خود ایجاد می کنند.

یک احتمال تئوریک سوم نیز وجود دارد که این افزایش دقیقاً مقدار مورد نیاز برای تعادل عرضه و تقاضا است. اما ، چون خواسته ها و نیازهای انسان به طور مداوم در حال تغییر است ، مانع از ایجاد تعادل در دنیای واقعی می شود ، این احتمال سوم هرگز اتفاق نخواهد افتاد.

در هر صورت ، استخراج کنندگان اجازه بلوکی با اندازه نامحدود را نخواهند داد ، بدون توجه به اینکه پروتکل بیت کوین محدودیتی را تعیین می کند یا خیر ، همیشه محدودیتی وجود دارد. این یک مسئله اقتصادی است ، نه علوم کامپیوتر. آندرسن می تواند شبکه بیت کوین را مهندسی کند و آن را به هر شکلی که بخواهد عملیاتی کند ، اما نمی تواند واکنش انسان به این تغییرات را تعیین کند. او می تواند کد بنویسد ، اما نمی تواند جهت یا نحوه عمل انسان را مجبور کند.

بنابراین ، با بازگشت به س advancedال مطرح شده در بالا ، در مورد اندازه بلوک چه باید کرد؟ پاسخ: احتمالاً مهم نیست. اندازه بلاک واقعی بیت کوین فقط به اندازه بازار مجاز خواهد بود ، بدون توجه به انواع تغییرات پروتکل ، آندرسن نمی تواند آن را بزرگتر کند. اگر او این کار را خیلی سفت و سخت کند ، تغییر ارزش گذاری باعث می شود افراد به سادگی Bitcoin را کنار بگذارند. اگر او این کار را بیش از حد انعطاف پذیر کند ، در حالی که افراد به دنبال منافع شخصی خود هستند ، مقررات “طبیعی” ایجاد می شود.

در نتیجه ، اجرای پیشنهادی آندرسن در افزایش محدودیت اندازه بلوک بیت کوین برای جلوگیری از هرزنامه در بلاکچین مفید است – این همان محدودیت اصلی 1 مگابایتی است. با این حال ، همانطور که در این مقاله مشاهده کردیم ، احتمالاً به آندرسن اجازه نخواهد داد تا حجم معاملات را به روشی که می خواهد دستکاری کند. دلیل این امر این است که محدودیت اندازه بلوک بیش از آنچه مورد نیاز است منجر به ظهور یک حد “طبیعی” خواهد شد که توسط بازار اعمال می شود.

در مورد امنیت شبکه ، که آندرسن در آخرین بخش از پست وبلاگ خود به آن اشاره می کند ، درست است. تغییر در محدودیت اندازه بلاک Bitcoin مشکل امنیت شبکه را حل نمی کند. هزینه های ماینر توسط بازار تعیین می شود ، که – همانطور که در اینجا مشاهده کردیم – به طور معنی داری نمی تواند تحت تأثیر تغییرات پروتکل قرار گیرد. این واقعیت به این معنی است که تغییر حد اندازه بلوک نمی تواند تأثیر بگذارد تمرکز استخراج بیت کوین, بنابراین مسئله امنیت شبکه باید با معیار دیگری حل شود.

Mike Owergreen Administrator
Sorry! The Author has not filled his profile.
follow me